December 30, 2004

تلخ

مثل یک قایق بی موج
. سنگین نشسته بود. تلخ
اما نه مثل پوسته بادام
.از درون تلخ بود

تا تکانش بدهد
منتظر دریا بود
. نجات نجات می کرد

می گفت مگرمی شود
. . .بدون عشق زنده بود و
.زندگی نمی کرد

صدایش را به نام
تا کسی خانه نبود
.صدا نمی زد
گفتم اگر فقط خودت را
… یک تکانی بدهی وای
...آنکه از درون موج می زند نمی دانی
.بر خشکی هم خوش می رود


Posted by niloufar at 12:26 PM | Comments (2)